تبليغاتX
مسافران پاييز

هرچند اين روزها بدست گرفتن قلم برايم دشوار است، بخاطر درد عميق دوري كه هر دو داريم به جبر روزگار تحمل مي كنيم، اما بزرگترين حادثه سال براي من زيباترين بهانه براي از سر گرفتن نانوشته هاست. گرچه سهم من و تو از تقدير اين قرن، هنوز دوري و دوري ست، اما بودنت و نفس كشيدنت حتي در هواي آسماني ديگر تنها اميدي ست كه زنده نگهم ميدارد.

 

امروز درست در همين لحظه از عمر زمين، از مرز همه اين فاصله ها، ميان انبوه خاطره هاي صورتي و سبز، كسي زاده شد كه آسمان خاكستريم را به آبي درياي شهرمان پيوند زد و برايم سبد سبد شكوفه و عشق هديه آورد.

 

امروز براي تو مي نويسم. براي تو كه عاشق ترين ستاره سهيل مني. تو كه به حرمت نگاه مهربانت شكوه تنفس در هواي غريبانه اين ديار، يعني يك قدم به عشق نزديك تر شدن.

 

بمان، تا زمانیکه آخرين قطره باران عشق بر زمين جاريست و تا روزيكه خورشيد به اميد روزهاي آفتابي عاشقان طلوع مي كند.

 

 

 

 

فكر ميكنم زيباترين حرفها ساده ترين ها بايد باشند

 

 

پس  ساده و سفيد و پاك مي گويم

 

 

تولدت مبارك زندگي من

 

 

 

 

پ.ن1: خدايا ... براي بخشيدن و به دنيا سپردن اين عشق تو را سپاس. اين تباني تو با آدم هايت چقدر شيرين است!

پ.ن2: ساده و سفيد و پاك ... تولدت مبارك رضای خوبم

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 0:0 توسط رضا و مارال |